مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )

208

نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )

بدان - ايّدك اللّه تعالى - كه شيخ - قدّس سرّه - در كتاب در فتوحات مكّى در فصل ثالث عشر در جواب سؤالات حكيم ترمذى و در فصل رابع عشر ، و در فصل خامس عشر ، اين مباحث مستوفي ايراد كرده و مضمون آن بطريق اجمال ، اين است كه گفته مىشود : بدان كه : ولايت منقسم مىگردد بر دو قسم : مطلقه و مقيّده . ولايت مطلقه آن صفتى است كه من حيث هى هى ، حضرت اللّه را است ؛ « إنّ اللّه هُوَ الْوَلِيُّ الْحَمِيدُ » « 134 » . و مظهر آن در عالم ملك ، عيسى است عليه السّلام كه ختم ولايت به وى شود ؛ كه بعد از وى ولىّ نباشد ؛ آخريّت به اوّليّت پيوندد ؛ صفت به موصوف حقيقى ، خاص شود ؛ و قيامت برخيزد . و ولايت مقيّده هم صفتى است الهيّه ؛ از آن روى كه مستند است به انبياء و اولياء ؛ و قوام اين مقيّده به آن مطلقه است ؛ يعنى : فيضى است كه از مطلق ولايت احديّت به اشخاص انبياء و اولياء ، فايض مىگردد ؛ و آن مطلقهء كلّيّه در مقيّدهء جزئيّه ، بوجهى جزئى ، ظهور مىكند ؛ و ظهور اين فيض در مقيّد بحسب مرتبهء صاحب آن است . پس ولايت مقيّدهء محمّدى اتمّ و اكمل ولايت ساير انبياء و اولياء باشد . چرا كه : او بهتر و مهتر همه آمد . و نبوّت همهء انبياء با ولايت ايشان در تحت نبوّت و ولايت محمّدى است ؛ چون نور كواكب در تحت نور آفتاب . و ولايت ديگر اولياء مندرج است در تحت ولايت انبياء . چرا كه : ايشان افضل و اكمل‌اند از اولياء . پس ولايت محمّدى به نسبت با ولايت انبياء به مثابهء مطلقه بود . و باز ولايت ديگر انبياء به نسبت با ولايت اولياء به مثابهء مطلقه بود ؛ و هر يك از اين ولايت مطلقه و مقيّدهء محمّدى و ديگر انبياء مقتضى مظهرى است كه ختم آن « مطلق » ، و آن « مقيد » ، در آن مظهر بود در عالم ملك . شيخ - رض - مىگويد كه : من خاتم ولايت مقيّدهء محمّدىام . و مهدى آخر

--> ( 134 ) - ق ( س 42 - 28 ) ان اللّه - در قرآن چنين است : وَ هُوَ الْوَلِيُّ الْحَمِيدُ .